تازه ها

1392-05-11 11:42
کد مطلب: 13802

به گزارش سبلانه،ایرانیان و هندیان هر دو از نژاد آریایی هستند و پیش از دوران مهاجرت بزرگ، دارای پیوندها گوناگونی بوده‌اند. پس از مهاجرت به هند و ایران نیز روابط گسترده‌ای میان ایران و هند وجود داشته است. نزدیکی‌های زبانی و فرهنگی و نژادی از آن دوران دو تمدن ایرانی و هندی را دارای روابط پردامنه‌ای کرده بود؛ چنانچه گاه قلمرو ایران در دوران‌هایی چون داریوش بزرگ تا آن سوی سند ادامه داشت. این روابط در طول سده‌های بعد نیز ادامه داشته است. در دوران نوین نیز روابط رسمی ایران و هند پس از استقلال هند برقرار گردید. نخستین جرقه‌های آغاز روابط سیاسی دو کشور را باید در سال 1947 و حضور هیئت بلندپایه‌ی ایرانی در دهلی نو و اعلام علاقه‌مندی به کشور تازه استقلال‌یافته‌ی هند دانست. به عبارتی، روابط ایران و هند در مارس 1950، در مدت کوتاهی پس از استقلال هند، برقرار شد و دهلی نو و تهران پیمان دوستی‌ای با نام «صلح و دوستی ابدی» امضا نمودند؛ اما از نظر سیاسی پس از آن و در عمل هر یک از دو کشور وارد ائتلاف‌های متضاد دوران جنگ سرد شدند و گسترش روابط دوجانبه را متوقف نمودند؛ یعنی عملاً ایران از طریق مشارکت در «پیمان بغداد و سنتو» روابط نزدیکی را با آمریکا و پاکستان برقرار نمود و هند هم به رغم خط‌مشی عدم تعهد، در کنار شوروی قرار گرفت.

 
روابط ایران و هند پس از انقلاب اسلامی تحولی نوین به خود گرفت و هند از نخستین کشورهایی بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام نوین جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت. در این بین، هرچند نوع رویکرد و سیاست ایران در بحران کشمیر موجب بروز چالش‌هایی در روابط گردید، اما خط‌مشی عدم تعهد دهلی نو و نیز وجود گرایش‌های چپ در این کشور زمینه را برای نزدیکی‌های بعد هند به ایران فراهم کرد. با این حال، تا پایان جنگ سرد، بهبود قابل توجهی در روابط دو کشور انجام نشد.
 
 با فروپاشی شوروی و بروز بحران افغانستان، اهمیت یافتن کشورهای آسیای مرکزی برای هندوستان بسترهایی را برای نزدیکی بیشتر ایران و هند فراهم کرد؛ چنانچه «ناراسیمها رائو»، نخست‌وزیر وقت هند، در سال 1993 به عنوان نخستین نخست‌وزیر هند پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به تهران سفر کرد. در مقابل نیز در سال 1374 هاشمی رفسنجانی، ریاست‌جمهوری ایران، به هندوستان سفر کرد. سپس دیدارهای مقامات بلندپایه‌ی دو سو ادامه پیدا کرد و به تحکیم روابط اقتصادی دو سویه منجر گردید.
 
در ادامه، روابط در دوران خاتمی جنبه‌های نوین‌تری به خود گرفت و در سال 2001، نخست‌وزیر هند به ایران سفر کرد. سفری که منجر به صدور اعلامیه‌ی تهران به وسیله‌ی واچپایی و «محمد خاتمی»، رئیس جمهوری ایران، شد. در واقع، این اعلامیه بستر و پایه‌ی بنیانی برای آغاز روابط همه‌جانبه شد. این اعلامیه بخش‌های راهبردی ‌ـ‌چون همکاری‌های دفاعی‌ـ‌ را در روابط دوسویه‌ی ایران و هند پایه گذارد. در این دوران و در سال 2003، خاتمی به هندوستان سفر و به عنوان مهمان ویژه در جشن‌های روز استقلال هندوستان شرکت کرد و مقامات دو کشور توافق‌نامه‌ی دهلی نو را امضا کردند. این توافق‌نامه به نوعی بیانگر اهمیت دو کشور به روابط خود با یکدیگر و به نوعی هم تأکید بر مفاد «اعلامیه‌ی تهران» و گسترش همکاری‌ها از جمله در بخش دفاعی بود.
 
نگاهی به یک سال اخیر روابط
 
در چند سال گذشته، به دلیل تحریم‌های واردشده به ایران و دخالت متغیرها و بازیگران ثالث و کشورهایی مانند آمریکا، روابط دو کشور در سطوحی کاهش یافته؛ اما در همین حین نیز نشانه‌هایی از کوشش دو کشور در حفظ و گسترش روابط با وجود چالش‌ها وجود داشته است؛ چنانچه در نشست اخیر سران غیر متعهدها در تابستان گذشته، در تهران، نخست‌وزیر هند با هیئتی عالی‌رتبه‌ی 250 نفری وارد ایران شد. در این راستا، از یک سو دهلی نو بر نگاه مثبت و فرامنطقه‌ای هندوستان به ایران تأکید کرد و خواستار حل‌وفصل موضوع هسته‌ای ایران از راه گفت‌وگو با محوریت آژانس انرژی اتمی و به دور از هر گونه تشنج بوده است. در واقع، دهلی نو هرچند با چالش‌های گوناگون در روابط با ایران برخوردار بود، اما جدا از تأکید بر انجام گفت‌وگوهای مسالمت‌آمیز و نه اقدامات شدیدی چون تحریم بر ضد ایران، کوشش کرد روابط اقتصادی و سیاسی خود با ایران را حفظ کند. از سویی هم در یک سال گذشته ایران خواستار مشارکت راهبردی و درازمدت با هندوستان شد. همچنین ایران خواستار روابط اقتصادی نزدیک‌تر با هندوستان شد. در بعد منطقه‌ای نیز ایران خواستار خروج فوری نیروهای خارجی از افغانستان و همکاری کشورهای منطقه‌ای، از قبیل هندوستان و پاکستان، برای کمک به برقراری ثبات در این کشور شد.
 
بسترهای روابط دو کشور:
 
بسترهای فرهنگی روابط
 
 در واقع، پیشینه‌ی روابط فرهنگی و زبانی و مهاجرتی ایرانیان و هندی‌ها شناخته شده بوده است و در تاریخ و ادبیات ایران نیز هیچ سرزمینی شناخته‌شده‌تر از هند نیست؛ حتی در مهم‌ترین منظومه‌ی حماسی ایرانیان، یعنی شاهنامه، بیشتر از 100 بار نام هند آورده شده است؛ یعنی جدا از نوع پیوندهای تمدنی و نژادی دو کشور در قالب شاخه‌ی هندو ایرانی دین اسلام از راه ایران به هند راه یافت و همچنین دانشمندان و عرفای زیادی از ایران به هند مهاجرت کردند و در این کشور مسکن گزیدند. به علاوه بعد از اسلام زبان فارسی به مدت بیش از هفت سده زبان رسمی هند شد و بسیاری از آثار مهم فرهنگی، مذهبی، سیاسی، ادبی، مکاتبات، اسناد شخصی و دولتی و... هند به زبان فارسی نوشته شد؛ حتی اکنون نیز در بیشتر بناهای تاریخی این کشور نشانه‌های فراوانی از فرهنگ و تمدن ایران وجود دارد و در سراسر هند نیز بیش از پنجاه بخش زبان فارسی فعالیت دارد.
 
در واقع، اهمیت زبان فارسی برای هند امروز بدان گونه است که بیش از هفتاد و پنج درصد متون تاریخی و دینی هند به زبان فارسی نوشته شده است. همین امر موجب شده است در حوزه‌ی فرهنگی زبان فارسی پل و حلقه‌ی ارتباطی دو ملت متمدن و کهن‌سال ایران و هند باشد. در واقع، هرچند استعمار هند، توسط انگلستان، آسیب‌های فراوانی بر پیوندهای فرهنگی ایران و هند در سده‌های گذشته بر جای نهاد و زبان فارسی در هند اندک‌اندک در حال نابودی است، اما با وجود کوشش‌ها در رسمی کردن زبان انگلیسی در هند و زدودن آثار ایرانی، همچنان رگه‌های بسیاری از نفوذ و تأثیر تمدن ایرانی در هند دیده می‌شود؛ چنانچه در حال حاضر بیش از یک میلیون نسخه‌ی خطی فارسی در کتابخانه‌های مختلف هند بر جای مانده است. این ارتباط عمیق تمدنی و فرهنگی مورد توجه مقامات دو کشور بوده است. چنانچه جواهر لعل نهرو، نخست‌وزیر هند، می‌گوید: در طول سالیان متمادی، هیچ کشوری همچون ایران بر فرهنگ و مردم هند تأثیر نگذاشته است.
 
گذشته از این نیز باید توجه داشت که هند، با حدود 150 میلیون مسلمان، دارای دومین جمعیت مسلمان جهان بعد از اندونزی و همچنین دارای دومین جمعیت شیعه‌ی جهان (شیعیان هند، نزدیک به 20 تا بیشتر از 30 میلیون نفر برآورد می‌شوند) بعد از ایران محسوب می‌گردد. همچنین پارسیان ایرانی‌تبار زردشتی هرچند اقلیت کوچکی هستند، اما نقش بسیار مهم و فراخوری در اقتصاد این کشور دارند. در این راستا، باید گفت یکی از مهم‌ترین بسترهای حفظ و گسترش روابط بین ایران و هند پیوندهای تاریخی و تمدنی دو کشور است؛ پیوندهایی که حتی می‌تواند ارتباطی به سیاست خارجی دو کشور نداشته باشد و عملاً روابط همه‌جانبه را توسعه و پایدار سازد. در این بین، باید گفت عملاً این پیوندها می‌تواند کمک زیادی به گسترش روابط در حوزه‌های دیگر داشته باشد. همچنان که پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز انواع همکاری‌های فرهنگی جدید تثبیت شد و بعدها نیز توافق‌نامه‌ی رسمی برای ایجاد صندوق حفظ میراث مشترک به امضا رسید. اخیراً نیز در حالی که ایران دارای چندین مرکز فرهنگی در هند است، مرکز فرهنگی هند طی بازدید وزیر امور خارجه‌ی هند در تهران گشایش یافت. 
 
هند در مورد تکمیل بندر چابهار و ساخت خط راه‌آهنی که چابهار را به زرنج افغانستان متصل خواهد کرد، با ایران به توافق رسیده است. این امر به هند اجازه می‌دهد که کالا را از چابهار ایران به سراسر افغانستان و آسیای مرکزی منتقل کند. همین امر موجب شده است تا گسترش و بهبود ظرفیت بندر چابهار مورد توجه بنیادین هند قرار گیرد و هندوستان، برای سرمایه‌گذاری حدود 100 میلیون دلاری، در توسعه‌ی بندر چابهار ایران و پروژه‌ی پایانه‌ی کانتینر چابهار سرمایه‌گذاری نماید.
 
بستر‌های اقتصاد
 
حوزه‌ی انرژی: هند با جمعیتی بیش از یک میلیارد و دویست میلیون نفر و گستردگی سرزمینی بیش از دو برابر ایران چهارمین اقتصاد بزرگ دنیا، دومین کشور پرجمعیت پس از چین و دارای تولید ناخالص داخلی با ارزش اسمی 676/1 تریلیون دلار است. رشد اقتصادی متوسط هند در دو دهه‌ی گذشته 5/8 درصد بوده است که در سال‌های 2011 و 2012 (زمانی که بسیاری از کشورها با چالش‌های اقتصادی مواجه بودند) ادامه داشت. در واقع، هرچند هنوز حدود هشتاد درصد مردم هند با کمتر از دو دلار در روز زندگی می‌کنند، اما رشد و پیشرفت اقتصادی هند باعث شده است کارشناسان رشد اقتصادی 10 درصد را برای سال‌های آینده‌ی این کشور مهم جنوب آسیا پیش‌بینی کنند.
 
در کنار این امر هم باید توجه داشت که این رشد موجب شده است هندوستان پنجمین مصرف‌کننده‌ی بزرگ انرژی در دنیا گردد و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2030 به سومین مصرف‌کننده‌ی بزرگ انرژی پس از آمریکا و چین بدل گردد. در واقع، برآورد می‌شود که افزایش تقاضای نفت هندوستان به طور سالانه در 25 سال آینده، حدود ده درصد باشد؛ اما این کشور تنها چهاردهم درصد از ذخایر نفت اثبات‌شده‌ی دنیا را دارا است؛ یعنی هند همچنان به عنوان یک واردکننده‌ی بزرگ انرژی باقی خواهد ماند و رشد مصرف و رشد اقتصاد در این کشور وابستگی آن را به نفت وارداتی به سرعت افزایش خواهد داد؛ یعنی در حالی که اکنون هند 70 درصد از نیازهای نفتی و50 درصد از نیازهای گازی خود را وارد می‌کند، تا سال 2030، این وابستگی نفتی به 91 درصد خواهد رسید.
 
در کنار این امر هم طی سال‌های اخیر، مصرف گاز طبیعی سریع‌ترین رشد را در سبد انرژی هندوستان به خود دیده است و هر سال، از رشد 5درصدی برخوردار می‌شود. با توجه به این وضعیت هند، که از گذشته نفت مورد نیاز خود را بیشتر از خاورمیانه تأمین می‌کرده است، ایران باید همچنان به این منطقه نگاهی استراتژیک داشته باشد. در روابط اقتصادی و انرژی با ایران نیز هرچند ایران در گذشته دومین تأمین‌کننده‌ی نفت هند بوده و اکنون به رده‌های پایین‌تر و حتی ششم سقوط نموده است (واردات نفتی این کشور از ایران در سال مالی 2012 و 2013، در مقایسه با سال قبل از آن، کاهشی 27.4 درصدی داشته است) اما هندوستان همچنان به ایران (ایران سومین ذخیره‌ی بزرگ نفت با ظرفیت دنیا و دومین ذخائر بزرگ گاز را دارد) به عنوان منبعی جهت تأمین انرژی خود می‌نگرد. این تأکید در اعلامیه‌ی 2001 تهران و اعلامیه‌ی 2003 دهلی نو و افزایش همکاری‌ها در زمینه‌های تجاری و انرژی به چشم می‌خورد.
 
در واقع هم هند و هم ایران در راستای تنوع‌سازی بازارهای صادراتی و وارداتی انرژی خود و جلوگیری از وابستگی به چند کشور ویژه کوشش می‌کنند تا روابط انرژی، گازی و نفتی خود را ادامه دهند؛ یعنی همچنان که ایران نیز مایل نیست که تنها خریداران نفتش غرب و اتحادیه‌ی اروپا و متحدان غیرغربی باشند و هند نیز مایل نیست که وابستگی تامی به نفت عربی داشته باشد؛ چنانچه این کشور به نفت‌های غیرعربی چون نیجریه و ایران نیز نگاهی راهبردی دارد. در همین راستا، کوشش و اصرار هند در حفظ خرید نفت از ایران بعد از تحریم‌های چند سال گذشته‌ی غرب موجب شد هند مشمول قانون معافیت 180روزه از تحریم‌های آمریکا شود.
 
در حوزه‌ی گاز طبیعی نیز هندوستان و ایران گذشته از موافقت‌نامه‌ای 22میلیارد دلاری پیشین (موافقت‌نامه‌ی صادرات گاز طبیعی در مدت 25 سال) می‌توانند این قرارداد را اجرایی کنند و با گذر از مشکلات پیشین در پروژه‌های انرژی ایران و توسعه‌ی میدان‌های گازی ایران چون فرزاد ب همکاری داشته باشند؛ چنانکه اخیراً نیز یک مقام بلند پایه‌ی وزارت نفت هندوستان اعلام کرد شرکت‌های هندوستانی پیشنهاد ایران مبنی بر برقراری توافق‌نامه‌ی مشارکت در تولید برای توسعه‌ی میدان گازی فرزاد ب را می‌پذیرند. در واقع، چنانچه این امر متحقق گردد و توسعه‌ی این میدان گازی و ساخت یک ترمینال گاز طبیعی مایع برای انتقال گاز، که نیاز به 9 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری و همچنین اکتشاف و تولید دارد، انجام گیرد می‌توان گفت دو کشور می‌توانند با احداث یک خط لوله‌ی فراساحلی گاز را به هندوستان برسانند. گذشته از این، امنیت انرژی در وضعیت کنونی و به ویژه در آینده، در شمار دغدغه‌های استراتژیک هندوستان قرار می‌گیرد و ایران می‌تواند با امتیاز نزدیکی به هند و پیوندهای گوناگون به این دغدغه‌ی استراتژیک هندوستان پاسخ دهد. بنابراین حوزه‌ی انرژی همچنان می‌تواند مهم‌ترین حوزه‌ی بسترساز در روابط دو کشور باشد.
 
اکنون بسترهای مناسبی جهت همکاری‌های امنیتی و نظامی برای دو کشور فراهم است؛ چرا که از یک سو منافع امنیت ملی هندوستان در جهت تضمین محیط منطقه‌ای امن و با ثبات، فعال بودن در زمینه‌های همکاری اقتصادی، بازسازی و رشد اجتماعی در کشورهای منطقه، محیط منطقه‌ای باثبات همراه با تضمین امنیت، جلوگیری از رشد گروه‌های رادیکال در برابر هندوستان و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای است و از سویی این رویکردها نیز مخالف و متضاد با منافع امنیتی تهران نیست.
 
همکاری‌های حمل و نقل و ترانزیتی: در بعد دیگر همکاری‌های اقتصادی در حوزه‌ی حمل‌ونقل و ترانزیت است و این بخش از دیگر حوزه‌های فرصت‌ساز در روابط دوجانبه‌ی هند و ایران است. دو کشور، بعد از سال 2005 و 2006، در پی تشکیل یک کریدور شمال‌ـ‌جنوب با مشارکت روسیه هستند که روسیه، ایران و هندوستان توافق‌نامه‌ی آن را در سپتامبر 2000 امضا کرده‌اند و بر آن، نام موافقت‌نامه‌ی بین دولتی کریدور شمال به جنوب نهاده‌اند. هدف این کریدور توسعه‌ی اقتصادی منطقه‌ای و آسان‌سازی انتقال کالا به آسیای مرکزی و روسیه است. این کریدور شمال‌ـ‌جنوب، امکان جابه‌جایی کالا از بندرهای هندی را به بندرعباس یا چابهار ایران فراهم می‌کند و نقش ایران را در ترانزیت کالا در منطقه گسترش بسیاری خواهد داد. در بعد دیگر، هند در مورد تکمیل بندر چابهار و ساخت خط راه‌آهنی که چابهار را به زرنج افغانستان متصل خواهد کرد، با ایران به توافق رسیده است. این امر به هند اجازه می‌دهد که کالا را از چابهار ایران به سراسر افغانستان و آسیای مرکزی منتقل کند.
 
همین امر موجب شده است تا گسترش و بهبود ظرفیت بندر چابهار مورد توجه بنیادین هند قرار گیرد و هندوستان برای سرمایه‌گذاری حدود 100میلیون دلاری در توسعه‌ی بندر چابهار ایران و پروژه‌ی پایانه‌ی کانتینر چابهار سرمایه‌گذاری نماید. چابهار در سیستان و بلوچستان ایران مرکز وصل چند مسیر و کریدور شرق‌ـ‌غرب، کریدور جنوب‌ـ‌شمال، کریدور حمل‌و‌نقل اروپا‌ـ‌قفقاز‌ـ‌آسیا (TRACECA) و یکی از نقاط استراتژیک حمل‌ونقل است و در صورت گسترش نقش هم می‌تواند در خدمت منافع ایران و هم هند باشد؛ چرا که بندر چابهار، به عنوان دروازه‌ی طلایی کشورهای مستقل هم‌سود و افغانستان می‌توانند، با گذر از مانع پاکستانی که دشمن استراتژیک هند بوده است، برای انتقال کالاهای گوناگون هندی به افغانستان و آسیای مرکزی استفاده شوند و همچنین بر نقش استراتژیکی ایران در منطقه بیفزایند.
 
روابط بازرگانی: حجم مبادلات غیرنفتی دو کشور هندوستان و ایران، در سال 2005، حدود یک میلیارد و نهصد میلیون دلار بوده است که با در نظر داشتن صادرات نفت، حجم تجاری دو کشور بالغ بر چهار میلیارد دلار است. همچنین تجارت دوجانبه‌ی ایران هندوستان، در بازه‌ی زمانی 2011 و 2012، حدود 16 میلیارد دلار آمریکا بوده است؛ در حالی که در بازه‌ی زمانی 2007 و 2008 تنها 12 میلیارد دلار بوده است. بخش بیشتر این تجارت واردات فراورده‌های نفتی توسط هندوستان از ایران است. همچنین هند در سال‌های گذشته به دنبال سرمایه‌گذاری در بخش‌های خودرو، فناوری اطلاعات و منسوجات ایران بوده است. دهلی نو در واقع از جمله کشورهایی بوده است که بعد از افزایش تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران، کوشش کرده با شیوه‌های گوناگونی روابط اقتصادی و تجاری خود را با تهران حفظ کند و حتی اعلام کرده است هندوستان تنها تحریم‌های اعلام‌شده‌ی سازمان ملل را مشروع می‌داند و تحریم‌های یک‌جانبه‌ی ایجاد‌شده توسط دیگر کشورها را به رسمیت نمی‌شناسد؛ چنانچه با وجود تحریم‌ها، ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺯﺍﻱ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﻔﺖ خود ﺑﺎ ﺗﻬﺎﺗﺮ کالا ﺑﺮﻧﺞ، گندم، ﭼﺎﻱ، ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ ﻭ ﻋﻠﻮﻓﻪ‌ی ﺩﺍﻡ از هند ﻭﺍﺭﺩ کرده است.
 
همکاری دفاعی‌ـ‌امنیتی
 
هرچند در طول جنگ‌های 1965و 1971 میان هند و پاکستان، ایران برای پاکستان کمک‌های نظامی مهمی را فراهم کرد و بیشتر جانب پاکستان را می‌گرفت؛ امری که مطلوب دهلی نو نبود، اما پیروزی انقلاب اسلامی، خروج ایران از پیمان‌های غربی، همکاری امنیتی و نظامی با غرب، جنگ ایران و عراق و حضور ایران در جنبش عدم تعهد بسترهایی را برای همکاری‌های امنیتی و نظامی با هند فراهم کرد. در همین راستا، ایران و هندوستان تا کنون چندین دور گفت‌وگوی استراتژیک و تمایل به همکاری دفاعی‌ـ‌امنیتی انجام داده‌اند؛ چنانچه در سال 2001 و هم‌زمان با سفر واچپایی، نخست‌وزیر وقت هندوستان، به ایران بیانیه‌ای از سوی نخست‌وزیر هندوستان و رئیس‌جمهوری ایران امضا و گام‌هایی در جهت این نوع از همکاری‌ها برداشته شد. به علاوه دو کشور در سال 2003 و در جریان سفر آقای خاتمی به هندوستان، نوعی نقشه‌ی راه را در زمینه‌ی همکاری‌های امنیتی، نظامی و دفاعی امضا و ترسیم کردند. همکاری‌هایی که شامل برخی از حوزه‌ها چون آموزش و تبادل کارشناسان، تعمیر جنگ‌افزارهای دولتی ایران، انتقال دانش نظامی و همکاری‌های امنیتی در مقابله با تروریسم و مواد مخدر می‌شد. در همین راستا بود که نخستین رزمایش مشترک دو کشور در دریای عمان و در مارس 2003 انجام شد و سپس تمرین دریایی دوم دو کشور، در تاریخ سوم تا هشتم مارس 2006، برگزار شد.
 
در ادامه‌ی این نوع از روابط، ایران و هندوستان تا کنون چندین دور گفت‌وگوی استراتژیک برگزار و وزیران دفاع دو کشور چندین بار با یکدیگر ملاقات کرده‌اند. در شرایط کنونی نیز برخورداری دو کشور از دانش سطح بالای نظامی و توجه بنیادین دو کشور به این حوزه و همچنین برخورداری از دانش فضایی و... می‌تواند زمینه‌های همکاری برای دو کشور فراهم کند. همچنین باید توجه داشت که با توجه به تحریم‌های غرب، هند می‌تواند در تأمین قطعات یدکی و تجهیز سلاح‌های مدرن و بازسازی آن‌ها به ایران کمک کند.
 آنچه مشخص است اکنون نیز بسترهای مناسبی جهت همکاری‌های امنیتی و نظامی برای دو کشور فراهم است؛ چرا که از یک سو منافع امنیت ملی هندوستان در جهت تضمین محیط منطقه‌ای امن و باثبات، فعال بودن در زمینه‌های همکاری اقتصادی، بازسازی و رشد اجتماعی در کشورهای منطقه، محیط منطقه‌ای باثبات همراه با تضمین امنیت، جلوگیری از رشد گروه‌های رادیکال در برابر هندوستان و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و... است و از سویی این رویکردها نیز مخالف و متضاد با منافع امنیتی تهران نیست.(*)
 

 

*فرزاد رمضانی بونش؛ پژوهشگر مسائل منطقه

منبع: برهان

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.