تازه ها

1392-08-11 09:07
کد مطلب: 16605

به گزارش سبلانه،برایان والش می گوید چهل سال پس از تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ اعراب علیه امریکا که زنگ خطر محدودیت منابع انرژی را در ایالات متحده به صدا در آورد و منجر به سیاست گذاری های چند دهه اخیر آمریکا در تلاش برای حفظ و حراست از جریان دایمی نفت گردید، اینک امریکا در میانه راه تحولی عظیم در این زمینه است. تحولی که عمدتا مرهون ابداع و توسعه فن آوریهای نوین در عرصه استخراج نفت از جمله تکنیک شکست هیدرولیک و همچنین حفاری افقی است. به لطف این روشهای جدید، شرکتهای نفتی موفق شده اند منابع نفتی و گازی فراوانی را در اقصی نقاط خاک امریکا قابل بهره برداری کنند، به گونه ای که تا یک دهه آینده امریکای شمالی قادر خواهد بود در زمینه تولید نفت و گاز مورد نیاز خود به خودکفایی برسد!

پیرو اعلان این مطلب، برایان از قول جیسون بوردوف، مدیر مرکز مطالعات سیاست جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا نقل می کند "تحولی که طی همین چند سال گذشته در صنعت نفت و گاز رخ داده، چشم انداز محدودیت منابع انرژی را به کلی دگرگون کرده و این واقعیت بی تردید تبعات عظیم اقتصادی، ژیوپلتیکی و زیست محیطی به همراه خواهد داشت".

به نظر می رسد حق با جیسون بوردوف باشد! اگر به آمار و ارقام نگاهی کنیم می بینیم که در سال ۲۰۰۵ ایالات متحده وارد کننده دوازده و نیم میلیون بشکه نفت در روز بوده و پیش بینی می شده که این رقم به میزان پانزده میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۲۵ افزایش یابد. در حالیکه به لطف ابداع و توسعه روشهای جدید استخراج و حفاری، در سال جاری میزان واردات امریکا تا حد هشت میلیون بشکه در روز پایین آمده و نه تنها تا ده سال آینده در این زمینه خودکفا خواهد شد بلکه تا بیست سال آینده به یکی از صادر کنندگان عمده نفت و گاز جهان تبدیل می شود!

مطلب کاملا گویاست و واقعا اتفاق بزرگی در جریان است که قادر خواهد بود تاثیرات عمیق و ماندگاری در همه عرصه ها بر جای بگذارد. اما ببینیم این تاثیرات در خاورمیانه و خصوصا در مورد کشور ما خود را به چه شکلی نشان خواهد داد. اگر خوب بنگریم می بینیم که عمده سرمایه گذاری ها، اقدامات، هزینه ها، جنگ ها و توطئه های پیدا و پنهان امریکا، هم پیمانان اروپایی و دست نشاندگان منطقه ایش طی چندین دهه گذشته تنها از منظر تامین امنیت جریان انرژی قابل تاویل و تفسیر است.

حال اگر موضوع نفت در خاورمیانه تدریجاً اهمیت و موضوعیت خود را برای کشورهای صنعتی غربی و در راس آنها امریکا از دست بدهد، طبیعتاً سیاست ها و برنامه ریزی های استراتژیک آنها نیز دستخوش تغییر و تحول خواهد شد و در رهگذر این تحولات، رژیمهای دست نشانده و وابسته به امریکا که موجودیت و حیاتشان را مرهون نگاه استراتژیک امریکا به این منطقه هستند، دیگر قادر نخواهند بود در سایه این حمایتها به ادامه حکمرانی خود با همان روشها و راهبردهای قبلی دل ببندند. در این خصوص می توان به شیخ نشین های کوچک و بعضاً ساختگی خلیج فارس اشاره کرد که بیشتر به عنوان شرکت های سهامی، مجری سیاستهای غرب در منطقه بوده اند و با استفاده از این فرصت تا توانسته اند در سایه سکوت و چشم پوشی دولتهای غربی، به سرکوب مردم خود پرداخته اند.

از این جمله به عنوان مثال می توان به شیخ نشین بحرین اشاره کرد که در آن اقلیتی کوچک سالهاست به سرکوب ملتشان مشغولند و به دلیل حضور ناوگان پنجم امریکا در این جزیره، همه جهان چشمشان را به روی این فجایع بسته اند و یا سرکوب میلیونها مردم شیعه شرق عربستان که در سکوت و حمایت ضمنی قدرتهای غربی انجام می شود. پس می توان دید که کاهش اهمیت این دیکتاتوری های مرتجع مورد حمایت امریکا در چشم حامیان غربیشان، فرصتی طلایی برای ملتهای منطقه فراهم می کند تا بتوانند خود را از این شرایط نامطلوب نجات دهند و راه خود را به سوی ایجاد سیستم مردم سالاری و فرصتهای رشد و توسعه آینده بگشایند.

در خصوص اثرات این تحولات بر کشور خودمان، می توان گفت که این قضیه می تواند برای ما هم در بردارنده فرصت باشد و هم تهدید! فرصت از این منظر که با کاسته شدن از پوشش حمایتی امریکا از رژیم های دست نشانده در منطقه انتظار می رود از میزان شرارت ها و سنگ اندازی های آنان کاسته شده و راه برای گسترش نفوذ و حوزه اثر ایران افزایش یابد و همزمان راه پیشبرد موفق تر پروژه تنش زدایی با غرب و کاسته شدن از محدودیت های متعدد بین المللی هموارتر خواهد شد و مجموع این عوامل دست به دست هم داده و فرصت نقش آفرینی ایران را به عنوان قدرت بلامنازع منطقه ای از هر زمانی بیشتر خواهد کرد.

البته رسیدن به این مطلوب عزم و هماهنگی هرچه بیشتر دستگاه دیپلماسی با صاحبان کسب و کار و صنعتگران ایرانی در توسعه بازارهای موجود و گشودن بازارهای جدید رامی طلبد. اما جنبه تهدید آمیز و نامطلوب این رخدادها زمانی دامنگیر ما می شود که به جای ایجاد فرصتها و حضور هرچه قویتر در صحنه کارآفرینی و صادرات، همچنان به درآمدهای نفتی برای گذران امور امید بسته باشیم که در آن صورت البته با کاهش احتمالی بهای نفت، باید شاهد روبرو شدن با کسری بودجه و مشکلات تامین منابع باشیم.

بر آگاهان و صاحب نظران حوزه سیاست و اقتصاد است که تحولات اخیر را به دقت رصد نموده و متناسب با آنها و با در نظر گرفتن مصالح و منافع ملی، راهکارهای مناسب را در مواجهه و بهره بردن هرچه بیشتر از فرصتهای ایجاد شده انتخاب نموده ودر جهت کاستن هر چه بیشتر از تهدیدهای احتمالی ناشی از آنها بکوشند.

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.