http://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/43603/Pakhsh.jpg

 

تازه ها

پربیننده ترین

1398-05-12 15:13
کد مطلب: 82180
این روزها ‏ارزش ریال در مقابل دیگر ارزها به قدری پایین آمده که بیله سواری‌ها به جای این‌که چشم به راه مسافران ایرانی‌‏شان باشند، مشغول چرتکه انداختن برای سیل مسافرانی از جمهوری آذربایجان هستند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سبلان‌ما،بازارچه مرزی اردبیلی‌ها شلوغ و پررونق‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. ‏بازارچه‌ای که تا قبل از این، شهرتش به فروش کت و شلوار و پارچه‌هایی بود که از ترکیه می‌آمد ‏و این اواخر پر شده بود از خرت و پرت‌های چینی. اردبیلی‌ها می‌گویند حجم بالای قاچاق پارچه و ‏پوشاک به ایران باعث شده که بیله سوار و کت و شلوارهایش کمتر از گذشته به چشم بیاید و حالا ‏کمتر کسی از آن سمت مملکت، برای خریدن کت و شلوار به بیله سوار می‌آید.
در عوض این روزها ‏ارزش ریال در مقابل دیگر ارزها پایین آمده و بیله سواری‌ها به جای این‌که چشم به راه تک و توک مسافران ایرانی‌‏شان باشند، مشغول چرتکه انداختن برای سیل مسافران‌شان از باکو، گنجه، گوی چای، حاجی قبول و ‏بیلقان و سایر شهرهای جمهوری آذربایجان هستند. ‏
این روزهایی که «منات» دو‌هزار و چندصد تومانی سابق باکویی‌ها به اندازه ٧‌هزار  و ٢٠٠ تومان پول ما ‏ارزش پیدا کرده و نان بیله‌سواری‌ها و اردبیلی‌ها را به روغن انداخته است که نوش جانشان.
 اردبیلی‌ها می‌‏گویند مردم جمهوری آذربایجان نه‌تنها برای دکتر و دوا و درمان و عمل‌های زیبایی‌شان راهی مطب‏ها و بیمارستان‌های اردبیل شده‌اند، بلکه گاهی گوشت کباب و سبزی تازه غذایشان را هم از ایران می‌‏خرند و با خودشان می‌برند. ‏

خارجی‌ها کشاورزان را از شر دلالان نجات دادند
اگر زن‌هایشان بلوز و دامن نپوشیده بودند، به سختی می‌توانستی تشخیص دهی که از آن طرف مرز ‏آمده‌اند و با این اشتهای سیری‌ناپذیر خرید می‌کنند. هرچیزی که به دست‌شان می‌رسد، می‌خرند و در ‏صندوق عقب خودرو‌هایشان می‌ریزند. از ادویه و رب گوجه‌فرنگی و بیسکویت گرفته تا میوه و حتی ‏سبزی خوردن. اهالی بیله‌سوار می‌گویند مردم باکو جعفری، گشنیز، ترب و ریحان را در غذاهایشان ‏سرو می‌کنند و به همین دلیل گاهی این سبزیجات را از کشاورزان ایرانی آن سمت مرز می‌خرند. ‏
البته کشاورزها هم از این ماجرا ناراضی نیستند و می‌گویند به جای این‌که یک کیلوگرم سبزی را به ‏ایرانی‌ها‌ هزار تومان بفروشند، به آذربایجانی‌ها یک منات می‌فروشند و حالا ارزش یک منات به پول ‏ما چیزی حدود ٧ تا ٨ هزار تومان است. ‏
قیمت یک کیلوگرم گوشت قرمز در جمهوری آذربایجان چیزی حدود ٨ تا ٩ منات است. درواقع آنها به ‏پول ایران چیزی حدود ٦٥ تا ٧٠‌هزار تومان برای خرید یک کیلوگرم گوشت قرمز هزینه می‌کنند. گله‏داران اردبیلی می‌گویند به جای این‌که یک گوسفند زنده را کیلویی ٢٠ تا ٢٥‌هزار تومان به دلالان ‏ایرانی بفروشند، آن را به دو برابر قیمت هم که به مردم جمهوری آذربایجان بفروشند، هم آنها سود کرده‌‏اند و هم گله‌داران ایرانی و البته بی‌کلاه می‌ماند سر مصرف‌کنندگان داخلی. ‏
بیله‌سواری‌ها می‌گویند از شر دلال‌ها راحت شده‌اند. دلال‌هایی که محصول را سر شاخه و موقع ‏جوانه زدن از کشاورزان تهیدست مفت می‌خرند و به چند برابر قیمت به بازار شهری‌ها می‌فرستند.‏ بیله‌سواری‌ها نمی‌دانند که همین کسب و کار چطور قیمت نیازهای داخلی را بالا می‌برد.

بازار داغ اجاره مزرعه

بیشتر کالاهایی که مردم جمهوری آذربایجان از ایرانی‌ها می‌خرند مواد غذایی و محصولات کشاورزی ‏است و همین مسأله بازار اجاره زمین در اردبیل را داغ کرده است. ‏
زمین‌های اردبیل روزگاری به دلیل منابع پر و پیمان آب‌های زیرزمینی و خاک خوب مشتریان زیادی ‏داشت. آب و هوای اردبیل خزری است و کشاورزان می‌گویند خاک سه لایه دارد. منظورشان از خاک ‏سه لایه را این‌گونه توضیح می‌دهند که غنای خاک آن‌قدر زیاد است که پس از برداشت محصول اول، ‏زمین تا دو نوبت دیگر قابلیت کشت دارد. ‏ کشاورزان به دوردست اشاره می‌کنند. جایی که لندکروز و خودروهای شاسی بلند آفرود سرزمین‌های ‏کشاورزی پارک کرده‌اند.  می‌گویند آنها  مالکان پولدار مزارع هستند و سال‌هاست که دیگر خودشان ‏کشاورزی نمی‌کنند.  می‌پرسم زمین‌ها را چقدر اجاره می‌دهند؟ جواب می‌دهند بستگی به متراژ دارد ‏و یک هکتار زمین که دیم نباشد و به آب دسترسی داشته باشد، یک‌میلیارد تومان اجاره سالانه‌اش می‌‏شود. ‏کشاورزی که خود را اسماعیل کندی معرفی می‌کند، به «شهروند» می‌گوید: «آنها هر کدام‌شان معمولا ٥٠-٤٠ هکتار زمین دارند. اگر سود بانکی اجاره زمین‌ها را در نظر بگیرید، متوجه می‌شوید که از ‏اجاره زمین‌ها چه درآمد بالایی نصیب‌شان می‌شود.» ‏
او می‌گوید که کشاورزی همه‌اش ریسک است و هر باد و بارانی خسارت سنگین به بار می‌آورد. با این حال ‏کشاورزانی که زمین ندارند، راهی جز این نمی‌شناسند. هر کدام قواره کوچکی زمین اجاره می‌کنند و ‏مشغول به کار می‌شوند. ‏

کبابی‌هایی که دامدارند!‏
اینجایی که من هستم، گوش راست گربه ایران است و درست وقتی که گرما امان تهرانی‌ها را بریده، ‏هوا آن‌قدر خنک و مطبوع است که در کمتر خانه و مغازه‌ای کولر روشن می‌شود. در پارس‌آباد مغان ‏و بیله‌سوار تا چشم کار می‌کند کشتزارهای سبز و خرم می‌بینی و گاوهایی که در کرت‌ها می‌چرند. ‏جلوی دیوار کوتاه باغ‌های میوه جعبه هلو و سیب و گیلاس چیده شده است و زنبورداران با ‏یونیفرم‌های زرد و خاکستری، کندوهای عسل را چک می‌کنند. ‏
حالا فصل برداشت عدس است و کشاورزان بیله‌سوار سخت در مزارع مشغولند. اردبیلی‌ها رکورددار ‏تولید عدس در ایران هستند و چیزی حدود یک سوم عدسی که در ایران تولید می‌شود، در مزارع آنها به ‏عمل می‌آید.
در بیله‌سوار و سرعین تا دلت بخواهد کبابی وجود دارد. کباب ارزان و در عین حال مرغوب و ‏خوشمزه...گوشت در تهران گران است و همین مسأله قیمت هر سیخ کباب خوب را به ٣٥ تا ٤٠‌هزار ‏تومان رسانده است. در سرعین اما، یک سیخ کباب گوسفندی خالص و خوب فقط ٢٥‌هزار تومان قیمت ‏دارد. محلی‌ها می‌گویند علتش این است که اهالی سرعین به راحتی به دام دسترسی دارند و حتی برخی ‏کبابی‌ها خودشان دام پرورش می‌دهند. ‏
اینجا به هر مغازه‌ای وارد می‌شوی معمولا فریمی عکس از علی دایی به دیوارها آویخته است. خودشان ‏می گویند اسطوره فوتبالی اردبیلی‌ها شهرشان را آباد کرده و پاساژ و ساخت‌وسازهایش قیمت ‏ملک آنها را هم بالا برده است!‏
گوش راست گربه ایران یعنی بیله‌سوار، پارس‌آباد، سرعین و جایی که رود مرزی ارس جاری است، ‏روزگار خوب‌تر به نظر می‌رسد. حالا با ریزش ارزش پول، مشتریان پر و پاقرص خارجی از آن ‏سمت مرز می‌آیند و خریدهایش را از این‌جا انجام می‌دهند. کشاورزها و دامدارها از این‌که مجبور نیستند ‏به دلال‌ها بفروشند، خوشحالند و عشایر منطقه هم این روزها زمین‌های ارزان قیمت دیم‌شان آبی شده ‏است و می‌توانند هم محصول بیشتری بکارند و هم آب کافی در اختیار داشته باشند.  ‏
اگرچه این شیوه از تجارت برای بازار داخلی هم مشکلات بسیاری به وجود می‌آورد که نباید نادیده گرفت.

عشایر و آبیاری موبایلی مزرعه‌شان
آب فراوان اما به اردبیل هم نماند و استان سردسیر شمالی مثل بسیاری از استان‌های ایران درگیر تنش ‏آبی شد. استفاده بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی باعث شد که دشت اردبیل با ٦٠٠‌میلیون ‏مترمکعب کمبود آب مواجه شود. در این میان دوباره بحث مهار رود مرزی ارس سر زبان‌ها افتاد و پرونده ‏یک پروژه قدیمی بازگشایی شد. سد خداآفرین در ‌سال ٥٢ کلنگ خورد و قرار شد ایران و آذربایجان با ‏ایجاد یک سد مشترک هم سیل‌های ویرانگر ارس را کنترل کنند و هم آب را مهار کرده و به مزارع ‏کشاورزی‌شان ببرند. ‏
این اتفاق می‌توانست جلوی خروج چیزی حدود ٢٠٠‌میلیون مترمکعب آب شیرین ارس را از ایران ‏بگیرد؛ آبی که تقریبا معادل یک‌سوم نیاز دشت تشنه اردبیل است. ‏
حالا این پروژه سال‌های دور بالاخره به نتیجه رسیده است و زمانی که به سرعین، پارس‌آباد و بیله‌سوار ‏سر می‌زنم با کانال‌های آب میان زمین‌های دیم مواجه می‌شوم؛ زمین‌هایی که تا دیروز باردهی‌شان ‏به دعای باران و سخاوت آسمان وابسته بود. ‏
مالک بخشی از این زمین‌ها عشایر منطقه هستند و حالا که آب را به مزارع‌شان کانال‌کشی کرده‌اند، ‏عشایر به این هم بسنده نکرده‌اند و تجهیزات مدرن آبیاری را به مزارع‌شان آورده‌اند. آن‌قدر مدرن که ‏دیگر از دوردست قشلاق و تنها با یک اپلیکیشن موبایلی به شیرهای آب فرمان می‌دهند که باز شوند و ‏زمین‌های تشنه و محصولات‌شان را آب دهند!‏
علیمراد اکبری،  معاون آب و خاک وزیر کشاورزی درباره این اتفاق به «شهروند» می‌گوید که آبی‌شدن ‏زمین‌های دیم عشایر باعث می‌شود که هم میزان تولید کشاورزی‌شان تا چند برابر برسد و هم این‌که ‏مصرف آب‌شان کاهش داشته باشد. ‏
او توضیح می‌دهد: «آبیاری با این تجهیزات پیشرفته مصرف آب را برای زمین‌های کشاورزی بین ٣٠ ‏تا ٤٠‌درصد کم می‌کند و همین مسأله بخش قابل توجهی از هزینه‌های کشاورز را پایین می‌آورد ضمن ‏آن‌که با افزایش تولید محصول درآمد کشاورزان را بالا می‌برد.  ‏
روزگار در اردبیل کمی خوب است! و مردم می‌گویند همین که برکت و تندرستی باشد و دل خوش ‏برای‌شان کافی است.‏

اجاره مزارع در بانک‌ها می‌خوابد
یک محاسبه ساده درباره سود بانکی اجاره زمین‌ها انجام می‌دهم. اگر یک هکتار زمین یک‌میلیارد ‏تومان اجاره شود و مالکش برای سپرده گذاری آن ٢٠‌درصد سود بانکی بگیرد، ماهانه چیزی حدود ‏‏١٦,٥‌میلیون تومان سود عایدش می‌شود.‏
اگر مالکی ٢٠ هکتار زمین داشته باشد، از اجاره زمین کشاورزی‌اش چیزی حدود ٣٣٠‌میلیون تومان ‏در ماه سود بانکی عایدش می‌شود!‏
کشاورزان می‌گویند که کاشت گندم صرف ندارد و دولت هر کیلوگرم گندم را فقط ‌هزار و ٧٠٠ تومان می‌‏خرد. آنها اگر بخواهند از یک هکتار زمین چیزی حدود ٥ یا ٦ تن گندم برداشت کنند، چیزی حدود ١٠ ‏میلیون تومان عایدشان می‌شود که با اجاره‌ای که برای زمین می‌دهند، این رقم‌ها نمی‌صرفد.‏
یک هکتار زمین اما چیزی حدود ٣٠ تا ٤٠ تن سیب‌زمینی می‌دهد و کشاورزان هر کیلوگرم سیب‌زمینی را ٢ تا ٣‌هزار تومان به دلالان می‌فروشند. با این حساب اگر آنها به ‌طور متوسط ٣٥ تن سیب‌‏زمینی برداشت کنند و با قیمت ٢‌هزار و ٥٠٠ تومان بفروشند، چیزی حدود ٨٧‌میلیون تومان به دست ‏می‌آورند. البته این سود خالص کشاورزان نیست و با احتساب هزینه‌ها اگر درآمد را ٥٠‌میلیون تومان ‏در نظر بگیریم، باز هم سود بانکی اجاره زمین بیشتر می‌صرفد؛ چرا که دوره پرورش سیب‌زمینی ‏چیزی حدود ٣ تا ٤ ماه است و سود ماهانه حدود ١٠ تا ١١‌میلیون تومان می‌شود. ‏

سود بانکی یا کشت سیب‌زمینی؟ مسأله این است!‏
این دو دو تا چهارتاها گر چه کشاورزی در ایران را از توجیه اقتصادی انداخته است اما حالا با ریزش ‏ارزش ریال ورق برگشته است. مردم جمهوری آذربایجان هر کیلوگرم سیب‌زمینی را چیزی حدود یک ‏منات از کشاورزان ایرانی می‌خرند. هر منات در حال حاضر حدود ٧‌هزار و ٢٠٠ تومان به پول ما ‏ارزش دارد و کشاورزان می‌گویند به جای آن‌که سیب‌زمینی‌های‌شان را به دلالان مفت بفروشند، آن را ‏با دو برابر سود به مردم جمهوری آذربایجان می‌فروشند؛ درواقع آنها به ازای ٣٥ تن برداشت سیب‌زمینی از یک هکتار چیزی حدود ٢٥٢‌میلیون تومان به دست می‌آورند.اگر سیب‌‎زمینی‌‏های‌شان را به مردم آذربایجان بفروشند، چیزی حدود ٢,٨ برابر درآمد بیشتری دارند تا این‌که محصول‌شان را به واسطه‌های داخلی بفروشند و باز هم باید به قیمت سیب‌زمینی در بازار ایران اشاره کرد که به همین دلایل سر به فلک کشیده است. ‏جالب است که بدانید این درآمد حتی از سود بانکی اجاره زمین هم بیشتر می‌شود و درواقع ریزش ‏ارزش ریال کشاورزی را سودآور کرده است. ‏

انتهای پیام/

 

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.